توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤١٩ - وجه تقدير شرط بعد از امور مذكوره
كه مورد نهى قرار گرفته از اينرو آن را پس از [لا تشتمنى] مقدّر گرفتهايم.
وجه تقدير شرط بعد از امور مذكوره
شارح گويد:
وجه اينكه مىتوان شرط را با جزاء پس از اشياء چهارگانه مذكور مقدر گرفت اينست كه اساسا داعى و باعث براينكه متكلم كلام طلبى را ايراد مىكند آن است كه مطلوب مقصود او است اعم از آنكه ذاتا مطلوب بوده يا بلحاظ امر ديگرى طلب به آن تعلق گرفته باشد چه آنكه حصول آن امر موقوف بر تحقق اين شئ مىباشد لاجرم بالعرض قصد و طلب متكلم به اين نيز متوجه شده و همين معنا مفاد و مضمون شرط ميباشد لذا وقتى طلب را ذكر كردى و پس از آن چيزى را كه صلاحيت دارد بر مطلوب موقوف باشد آوردى بر ظن مخاطب اين معنا غلبه ميكند كه مطلوب مقصود است بخاطر اين شيئى كه پس از آن ذكر شده نه آنكه ذاتا و نفسا منظور باشد در نتيجه با ذكر آن شيئ معناى شرط در طلب تحقق پيدا ميكند و چون نحوىها اشيائى را كه حرف شرط بعد از آنها مقدر گرفته ميشود پنج امر دانستهاند از اينرو مصنف به اين نكته اشاره كرده و ميگويد:
شرح فارسى:
توضيح
قوله: و هذه الاربعة يعنى التمنى الخ: مقصود مصاديق و افراد اين چهار طلب مىباشد نه مفاهيم آنها.
قوله: مجزوما بان المضمره مع الشرط: مقصود از [شرط] فعل